خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
123
نهج البلاغة ( فارسي )
54 سخنى از آن حضرت ( ع ) ياران على ( ع ) مىگفتند ، كه چرا در نبرد صفين درنگ مىكند و به آنان اجازت جنگ نمىدهد . و او در پاسخ چنين گفت : اما اين كه مىگوييد كه اين درنگ به اين سبب است كه مرگ را ناخوش مىدارم ، به خدا سوگند ، باكى ندارم كه من به سراغ مرگ روم يا مرگ به سراغ من آيد . اما اين كه مىگوييد كه در پيكار با مردم شام دچار ترديد شدهام ، به خدا سوگند ، هيچگاه جنگ را حتى يك روز به تأخير نينداختم مگر به آن اميد كه گروهى از مخالفان به من پيوندند و به وسيلهء من هدايت شوند . و با چشمان كم سوى خود پرتوى از راه مرا بنگرند و به راه آيند . چنين حالى را دوستتر دارم از كشتن ايشان در عين ضلالت ، هرچند ، خود گناه خود به گردن گيرند . 55 سخنى از آن حضرت ( ع ) ما با رسول الله ( صلى اللَّه عليه و آله ) بوديم . پدران و فرزندان و برادران و عموهاى خود را مىكشتيم و اين جز به ايمان و تسليم ما نمىافزود ، كه بر راه راست بوديم و بر سوزش آلام شكيبايى مىورزيديم و در جهاد با دشمن به جدّ در ايستاده بوديم . بسا مردى از ما و مردى از دشمنان ما ، مردانه ، پنجه در مىافكندند ، تا كداميك ديگرى را شرنگ مرگ چشاند . گاه ما بوديم كه جام مرگ از دست دشمن مىگرفتيم و گاه دشمن بود كه جام مرگ از دست ما مىگرفت . چون خداوند صداقت ما را در پيكار ديد ، دشمن ما را خوار و زبون ساخت و ما را پيروزى داد . تا اسلام استقرار يافت و از خوف دشمنان آرميد و در منزلگاههاى خود مأوا گزيد ، به جان خودم سوگند ، اگر شيوه و سيرت شما را پيش گرفته بوديم ، حتى ستونى از اين بنا برپا نمىشد و درخت اسلام را شاخهء ترى نمىروييد . به خدا سوگند ، آنچه زين پس مىدوشيد خون خواهد بود و نصيبى جز پشيمانى نخواهيد برد .